فهرست بستن

وضعیت فقر در آمریکا

شاخص‌های درآمد هیچ‌گاه ارزش مزایای غیرنقدی مانند یارانه‌ی غذا و دارو، بیمه‌ی سال‌مندان و مسکن دولتی را محاسبه و منعکس نمی‌کنند. همچنین شاخص‌های درآمد شامل سودهای سرمایه و اثرات بخشودگی مالیاتی نیز نمی‌شود…نرخ رسمی فقر، تعداد افراد فقیر را به عنوان بخشی از جمعیت کلی جامعه نشان می‌دهد. اگر کل جمعیت افزایش یابد، نرخ رسمی فقر می‌تواند کاهش پیدا کند بدون این‌که تغییر چشم‌گیر و محسوسی در تعداد افراد فقیر ایجاد شود. 1393/06/25

مبتنی بر آمارهای رسمی، سال گذشته نرخ فقر[1] برای اولین بار بعد از سال 2006 در آمریکا کاهش یافت. اما در همین زمان هیچ تغییر چشم‌گیری در آمار افراد فقیر یا درآمد خانوارهای معمولی آمریکایی دیده نمی‌شود.

محاسبه‌ی فقر به اندازه و ترکیب هر خانواده بستگی دارد؛ یک خانواده‌ی 4 نفره اگر درآمدش کمتر از 23.830 دلار در سال گذشته بود در طبقه‌ی فقرا قرار می‌گرفت، در صورتی‌که این عدد برای یک فردِ تنها 11.890 دلار بوده است. هر سال سطح رسمی فقر برای انعکاس «شاخص قیمت مصرف‌کننده یا شاخص بهای مصرف[2]» به‌روز می‌شود.

شاخص‌های درآمد هیچ‌گاه ارزش مزایای غیرنقدی مانند یارانه‌ی غذا و دارو، بیمه‌ی سال‌مندان و مسکن دولتی را محاسبه و منعکس نمی‌کنند. همچنین شاخص‌های درآمد شامل سودهای سرمایه[3] و اثرات بخشودگی مالیاتی[4] نیز نمی‌شود.

فقر در آمریکا«در آمریکا تعداد خانوارهایی با درآمدِ بالاتر از متوسط برابر با تعداد خانوارهایی با درآمدِ کمتر از متوسط است. خانواده‌های زیادی قدرت خریدی که قبل از بحران سال 2007 داشته‌اند را هنوز نتوانسته‌اند به دست بیاورند و متوسط درآمد خانوارها در سال گذشته، 8 درصد کمتر از آن‌چه که در سال 2007 برآورد شده بود گزارش شد و نرخ فقر نیز 2 درصد بالاتر از آن قرار گرفته است.»

نرخ رسمی فقر، تعداد افراد فقیر را به عنوان بخشی از جمعیت کلی جامعه نشان می‌دهد. اگر کل جمعیت افزایش یابد، نرخ رسمی فقر می‌تواند کاهش پیدا کند بدون این‌که تغییر چشم‌گیر و محسوسی در تعداد افراد فقیر ایجاد شود. آمارهای رسمی می‌گویند که نابرابری در درآمدها[5] تغییر آماریِ قابل توجهی از سال 2012 تا 2013 نداشته است؛ اگرچه به این اشاره می‌کنند که اساساً نابرابری و عمده‌ی معیارهای رایج از نابرابریِ درآمدِ خانوارها در دو دهه‌ی گذشته افزایش یافته است؛ یعنی شاخص‌هایی که به عنوان ضریب جینی[6] شناخته می‌شوند از سال 1993 تاکنون به 4.9 درصد افزایش یافته‌اند.

مبتنی بر آمارهای رسمی، متوسط درآمد خانوار[7] در ایالات‌متحده‌ی آمریکا در سال گذشته 51.490 دلار بوده است و از لحاظ آماری به نسبت درآمد متوسط در سال  2012 و بعد از انطباق با رکود -منظور بحران مالی سال 2007 است- تغییری نکرده است.

در آمریکا تعداد خانوارهایی با درآمدِ بالاتر از متوسط برابر با تعداد خانوارهایی با درآمدِ کمتر از متوسط است. خانواده‌های زیادی قدرت خریدی که قبل از بحران سال 2007 داشته‌اند را هنوز نتوانسته‌اند به دست بیاورند و متوسط درآمد خانوارها در سال گذشته، 8 درصد کمتر از آن‌چه که در سال 2007 برآورد شده بود گزارش شد و نرخ فقر نیز 2 درصد بالاتر از آن قرار داشت.

اداره‌ی آمار و سرشماری، گزارشی بر پایه‌ی مصاحبه با 68.000 خانواده که به عنوان معرف و نماینده‎ی کشور شناخته می‌شوند منتشر کرده که واجد نکات ذیل می‌باشد –مرکز پایش اهمِ موارد آن‌را مطرح می‌کند-:

  • تعداد مردانی که در طول سال به صورت تمام‌وقت کار می‌کنند در سال گذشته تا 1.8 میلیون نفر و تعداد زنانی که به طور تمام‌وقت در طول سال کار می‌کنند نیز تا 1 میلیون نفر افزایش داشته است.
  • درآمد خانواده‌هایی که به وسیله‌ی زنان فاقد همسر سرپرستی می‌شود، کمتر از نصف درآمد زوج‌های متأهل است؛ یعنی 35.15 درصد در مقابل 76.50.

به علاوه 20 میلیون نفر در خانواده‌هایی با درآمدی پایین‌تر از خط فقر زندگی می‌کنند که یک‌سوم آن‌ها را کودکان تشکیل می‌دهند. داده‌های این گزارش نشان‌دهنده‌ی تأثیرات قوی برنامه‌های دولتی است. در فقدان امنیت اجتماعی، تعداد افراد 65 ساله و پیرتر که در فقر هستند نزدیک به 15 میلیون نفر در سال گذشته بوده است و اگر یارانه‌ی غذا را به عنوان درآمد به حساب آوریم، 3.7 میلیون نفر کمتر در فقر به شمار می‌آیند.

The New York Times

16 September 2014

25 شهریور 1393

اصل این مطلب را می‌توانید از این‌جا پی بگیرید.


[1]. Poverty Rate

[2]. Consumer Price Index

[3]. Capital Gains

[4]. Tax Credits

[5]. Income Inequality

[6]. Gini Index

[7]. Median Household Income


مطالب مرتبط :