فهرست بستن

تصمیمات فدرال‌رزرو عامل گسترش حباب بدهی آمریکا

محرک اول در 2008 و بلافاصله محرک دوم در 2010 و محرک سوم در 2012 آغاز شدند تا مبادا کار خاطیان بحران بر زمین بماند. با این خریدها، فدرال‌رزرو حجم ترازنامه‌اش را به 3.5 تریلیون دلار رساند؛ یعنی حدود یک‌پنجم کالاها و خدماتی که در ایالات‌متحده طی یک سال تولید می‌شوند. چنین حجم عظیمی از چاپ پول در تاریخ بانک‌های مرکزی بی‌سابقه بوده است. همین جاست که ادعای دولت آمریکا مبنی بر کمبود بودجه برای خدماتِ اجتماعیِ ضروری دروغ از آب درمی‌آید و البته غالب این پول به بازارهای مالی رفته است؛ جایی که هیچ دررویی برای ورود به بخش واقعی اقتصاد پیدا نخواهد کرد.

برنامه‌ی «تسهیل مقداری» فدرال‌رزرو موجب شد با تزریق پول ارزان، دوباره  شاخص ‌های بورس وال‌استریت سر به آسمان بکشند و از طریق همین برنامه بود که تریلیون‌ها دلار به جیب نخبگان و اشرافیت مالی آمریکا در سال های پس از بحران سرازیر شد؛ انگار نه انگار که انگشت اتهام در وقوع بحران به سوی همین افراد نشانه رفته بود.

«محرکِ سوم» اقتصادی دولت اوباما، ماهانه 85 میلیارد دلار پول مفت را که شامل اوراق قرضه‌ی رهنی و اوراق خزانه‌ی دولتی می‌شد به بازارهای مالی تزریق می‌کرد و فدرال‌رزرو برای اجتناب از واکنش منفیِ بازار مدت‌ها پیش – دسامبر گذشته- پایان برنامه را اعلام کرده بود. این احتیاط‌کاری و تضمین‌دهی به بانک‌ها و نخبگان مالی البته در روز چهارشنبه و اعلام پایان کار «محرک» هم تداوم داشت؛ آن‌جا که بانک مرکزی آمریکا -این دستگاه چاپ پول بی‌پشتوانه- به آنان قول داد که نرخ بهره را، که هم‌اکنون نزدیک به صفر است، تا زمانی‌که اوضاع روبه‌راه نباشد بالا نخواهد برد. حتی در همین حال هم فدرل رزرو تأکید کرده با وجودی که خرید دارایی‌ها را ادامه نخواهد داد، حجم هولدینگش را نیز تا آغاز افزایش نرخ بهره کاهش نمی‌دهد. محرکِ سوم در ادامه‌ی دو سَلَف خود تنها یکی از برنامه‌های تزریق پول مفت به موسسات مالی بود.حباب

برنامه‌ی خرید اوراق قرضه‌ی رهنی از طرف بانک مرکزی با بی‌اعتبارشدن این اوراق پس از وقوع بحران بزرگ سال 2008 کلید خورد و فدرال‌رزرو با اعلام خرید 600 میلیارد دلار از این اوراق در برنامه‌ی اول، آغاز به هدایت این دارایی‌های بی‌اعتبار به داخل بانک‌ها کرد تا به هزینه‌ی دولت، موسسات مالی را از باتلاق خارج کند. محرک اول در 2008 و بلافاصله محرک دوم در 2010 و محرک سوم در 2012 آغاز شدند تا مبادا کار خاطیان بحران بر زمین بماند. با این خریدها، فدرال‌رزرو حجم ترازنامه‌اش را به 3.5 تریلیون دلار رساند؛ یعنی حدود یک‌پنجم کالاها و خدماتی که در ایالات‌متحده طی یک سال تولید می‌شوند. چنین حجم عظیمی از چاپ پول در تاریخ بانک‌های مرکزی بی‌سابقه بوده است. همین جاست که ادعای دولت آمریکا مبنی بر کمبود بودجه برای خدماتِ اجتماعیِ ضروری دروغ از آب درمی‌آید و البته غالب این پول به بازارهای مالی رفته است؛ جایی که هیچ امکانی برای ورود به بخش واقعی اقتصاد پیدا نخواهد کرد. به‌عنوان نمونه، شاخص S&P 500 شانه به شانه‌ی همین محرکِ سوم اوج گرفته است و با جهشی 42 درصدی به دوران خوشِ پیش از بحران برگشته. از آن‌جا که بازار بورس محل سورچرانی اشرافیت مالی است،  ثروت شرکت‌ها و نخبگان مالی پابه‌پای صعود شاخص‌های بورس حرکت کرده است. در یادداشت‌های پیشین اشاره‌ای به این نکته داشتیم که ثروت فهرست چهارصد نفر برتر فوربس از سال 2009 دوبرابر شده است.

گرچه فدرال‌رزرو با ارجاع به بهبود اقتصادی ادعایی دولت اوباما تصمیم به پایان طرح «محرک سوم» گرفته است و با این اظهارات که «عاطل ماندن منابع بازار کار در حال کاهش است» به استقبال شرایط جدید رفته است؛ اما واقعیت این است که نه هدف فدرال‌رزرو کاهش بیکاری بوده و نه توانسته که چنین امری را محقق کند. به موازات افزایش بهای دارایی‌ها، دست‌مزد کارگران آمریکایی کاهش یافته و خطر بیکاری توده‌ای هم‌چون شبحی بر بالای سر عموسام گشت‌وگذار می‌کند. آمار رسمی از کاهش نرخ بیکاری می‌گوید ولی به کوچ کارگران از بازار کار به محل سورچرانی نخبگان در نقش قربانی حتی اشاره‌ای هم نمی‌کند. پول‌های مجانی فدرال‌رزرو به جای ورود به موسسات تولیدی سر از احتکارات، قمارخانه ها و سفته‌بازی درآورده‌اند.

دلیل واقعی تصمیم فدرال‌رزرو برای اعلام مراسم ختم محرکِ سوم را فقط باید در هراس بخش‌هایی از همین نخبگان حاکم از وقوع یک بحران مالی دیگر جست‌وجو کرد. شاخص‌های بورس سر از افلاک درآورده‌اند و اقتصاد واقعی روی زمین کورمال کورمال طی طریق می‌کند.حباب دلارعقل هم که نباشد ترس کار خودش را می کند! علایم رکود اقتصادی در اروپا، آمریکا و آسیا اینجا و آنجا خودنمایی می‌کند و شکاف‌های دردآوری میان قدرت‌های بزرگ در استراتژی‌های سیاسی دهان باز کرده است که بارزترین آن‌ها گسترش برنامه‌ی خرید دارایی‌ها توسط بانک مرکزی اروپا به رغم مرگ برادر آمریکایی‌اش است. «محرک» اگر یک کار خیر کرده باشد همین تشدید تناقضات میان قدرت‌های بزرگ سرمایه‌داری و دمیدن در کوس ورشکستگی نخبگان حامی‌اش است. به مصداق محاسبه‌ی مثقالی نیکوکاری در نامه‌ی اعمال، شاید ضروری است دقیقه‌ای به یادش سکوت کرد!

usviewer

10 آبان 1393


مطالب مرتبط :