از بحران اقتصادی در غرب تا الگوی اسلام

عمق فاجعه در دانشگاه‌ها و نهادهای تصمیم‌گیر

در این وب‌سایت و کانال تلگرامی[1] آن تا به حال بیش از صدها فکت از اوضاع وخیم و بحرانی اقتصاد جهان ـ خصوصاً آمریکا ـ مبتنی بر مستندات خودشان ارائه شده است؛ در حالی‌که مطالب انتشاریافته به زبان اصلی در قالب خبر، یادداشت و مقاله بسیار بیش از آن چیزی است که در حد توان ما برای بازنشر و انعکاس باشد. در کنار این، انتشار بیش از هزار مجلد کتاب در نقد علم اقتصاد که تعداد انگشت‌شماری از آنها در همین فضا معرفی شده‌اند نیز حکایت از هجمه‌ی آکادمیک و دانشگاهیِ غرب به این بحران است.

بحران در اقتصاد غرب

«جلد گزارش هزار مجلد کتاب در نقد علم اقتصاد»

 در نسبت با این موارد، جنبش‌های اعتراضیِ گسترده‌ای که دیگر در خیابان‌های آمریکا، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا و دیگر کشورها به یک اتفاق عادی و روزمره تبدیل شده نیز مزیدی بر علت بحران است؛ اعتراض‌هایی که در واکنش به تعارضات اجتماعی نظیر فقر، نابرابری، فساد، بیکاری و انواع معضلات شایع غرب انجام می‌شوند.

جنبش اشغال وال استریت

«تصویری از اعتراضات موسوم به اشغال وال‌استریت در سال 2007»

وجود این موارد در کنار هم و در یک برهه‌ی خاص از زمان، حاکی از تشکیل یک گفتمان غالب در غرب علیه اقتصادش است. با وجود این حجم از کار رسانه‌ای، آکادمیک و فعالیت‌های اجتماعی سؤال سختی فکر انسان را به خودش درگیر می‌کند که چرا هیچ یک از مسئولین سیاسی و اقتصادی کشور ما ـ ایران ـ این بحران شدید را بیان نمی‌کنند؟! و چرا هنوز می‌خواهند اقتصاد کشور را با «سیاست درهای باز» به اقتصاد جهانی پیوند بزنند؟!

این یک فاجعه است که مسئولین سیاسی و اقتصادی ایران یک واقعیت مسلم را نمی‌بینند؛ اما فاجعه جایی عمیق می‌شود که از بین صدها استاد اقتصاد در دانشگاه‌هایمان نیز کسی صدا از نهادش هم بر نمی‌آید و زبان در کام نمی‌چرخاند که:

آآآآآآی! اقتصاد جهان در حال فروپاشی است…

آن بحران اقتصادی در غرب و این فاجعه‌ی معرفتی در شرق متعلق به امروز نیست؛ بلکه چند سال است که به اوج رسیده. تا جایی که رهبر انقلاب ـ امام خامنه‌ای ـ در سال 1390 در دانشگاه کرمانشاه به اقتصاد آدام اسمیتی اشاره می‌کنند؛ به‌عنوان مبنای فروپاشی اقتصاد غرب.[1]

این اشرافِ رهبر انقلاب نسبت به مبانی و نظریات به انحراف رفته‌ی غربی است که کوس رسوایی آن چند سالی است که بدجوری در جهانِ خودشان پیچیده؛ اما اِشراف مسئولان و مدیران پایین دستی نسبت به این وضع وخیم اقتصاد غرب و همچنین استادانی که این نظریات را تدریس می‌کنند چه‌قدر است؟!

«آدام اسمیت» به‌عنوان پدر اقتصاد لیبرال، دکترین خود را در تبیین مفهومی به نام «بازار Market» قرار داده و شاکله‌ی  تمام آنچه که به اقتصاد شناخته می‌شود را بر پیکره‌ی آن بنا نهاده است. حال این «بازار» با اجزایی دارد که چینش آنها در کنار یک‌دیگر پارادایم «سرمایه‌گرایی Capitalism» را تکمیل می‌کند خدایی به نام «بازار» را به وجود می‌آورد که Market Is God.آدام اسمیت

«تندیسی از آدام اسمیت، پدر علم اقتصاد مدرن»

این خدابازار با بازوهایی باید بتواند خودش را اداره می‌کند که آدام اسمیت آنها را «دست نامرئی» نام نهاده است: «دست نامرئی بازار Market Invisible Hand»؛ دست‌هایی که هیچ‌گاه دیده نشده‌اند اما ادعا می‌شود که وجود دارند. و این در حالی است که هیچ‌کس نتوانسته تاکنون جوابی به این سؤال دهد که چرا این خدابازار نمی‌تواند با دست‌های نامرئی‌اش بحران را از بساط خودش دور کند؟!

دست نامرئی بازار

«دست نامرئی بازار در چرخه‌ی اقتصاد لیبرال»

حال، در مقابل این انحرافِ چند صد ساله‌ی بشر که امروز به انحطاط مادی و معنوی کشیده شده است، دکترین اقتصاد در اسلام به «بیع» می‌انجامد که «فاستبشروا ببیعکم» و «یدالله» را به رخ می‌کشد و مقابل دست مفلوج اندیشه‌ی آدام اسمیت قرار می‌دهد که «یدالله فوق ایدیهم».

اینجاست که جهان در اقتصادش هم برای رهایی از ذلت امانیسم به اسلوب اسلام نیاز پیدا می‌کند.

یدالله

«یدالله در چرخه‌ی معیشت اسلام»

 

 

 

پی‌نوشت:

تبیین این مبحث در قالب موضوع «دکترین اقتصاد» در جلسات کلبه کرامت ـ کرسی طرح‌ریزی استراتژیک، استاد حسن عباسی ـ در حال انجام است؛ برای پیگیری آن می‌توانید به فیلم جلسات سابق یا جلسات در حال برگزاری رجوع کنید.[2]


[1] https://telegram.me/economic_collapse

[1]  «…آزادی غربی در زمینه‌ی اقتصاد، همین مطالبی است که میبینید؛ همین «اقتصاد آدام اسمیتی» و رسیدن به این وضع دیکتاتوری اقتصادی موجود دنیا، که الان دارد انحلال و فروریختگی خودش را بتدریج نشان میدهد.» ـ بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه، 24 مهر 1390ـ

[2]  http://www.kolbeh-keramat.ir/index.php/session-list/27-course-topics/100193-shouresh-alayhe-tamae